احساس می کنم آدم بدی هستم .
از خودم هیچی نمیدونم ، از خودم خسته شدم .
اه... اصلا نمیدونم چی بنویسم !
خدایا از توبه کردن خسته شدم . دیگه روی توبه ندارم .
تمام مشکلم اینه که با حواس جمع روی خیلی از ارزشهام پا گذاشتم .
خدایا می ترسم رهام کنی ، آخه من که نمی خواستم اینجوری باشم ، شرایط منو تا اینجا کشوند .
ولی می دونم که همش تقصیر خودمه .
اگه از همون اول می دونستم درکم می کنن کار به اینجا نمی کشید .
ولی خوب درست حدس زدم ، هیچ کس درکم نکرد .
بدجوری خودمو گم کردم ، احساس میکنم خیلی ازت دور شدم .
اصلا من کیم ؟ نه خودمو میشناسم نه تورو خدای من !!!
حالا چیکار کنم ؟! ها ؟
-------------------------------------------
پ.ن1: یه وقت فکر نکنین من معتادم ، نه اینجوری نیست (البته فعلا) .
پ.ن2: سیگاری هم نیستم (البته بازم فعلا)
پ.ن3: فقط یکم دلم خسته شده (البته از خودم نه از شما)
پ.ن4: واسه برگشت بازم فرصت هست (جالبه!)
امروز عجب روزی بود .
هم خوب بود ، هم گرم بود .
به خاطر این کارآموزی هنوز نتونستم یه کلمه برای امتحان "سیستم" بخونم .
تازه فردا دوباره باید برم سایپا ، هم خوشحالم ، هم نگران .
وای چقدر عالی میشه اگه تو سایپا استخدام بشم . 
--------------------------------------------------------------------------
پ.ن1: خدایا این ترم هم تمام درسام با نمره خوب پاس بشه .
پ.ن2: خدایا آبرومو حفظ کن .
پ.ن3: دعام کنید.
سلام به روی ماه خودم .
چون بازم خودم اینجا تنهام .
بالاخره دوباره اومدم سراغ وبلاگ نویسی البته این دفعه با قبل فرق میکنه .
این وبلاگ رو راه اندازی کردم برای اینکه هر چی دلم خواست توش بنویسم .
اینجا دفترچه یادداشت منه .
قبلا هم یکی داشتم . تجربه جدیدی نیست ولی هر چی هست برای من خیلی لذت بخشه .
--------------------------------------------------------
پ.ن1: دلم میخواد یه آدم جدید باشم .
پ.ن2: دوست دارم بهترین باشم .
پ.ن3: زود به زود آپ میکنم .
پ.ن4: خیلی زود اینجا هم شلوغ میشه .

